به گزارش خبرنگار خبرگزاری حوزه، سومین میزگرد از سلسله میزگردهای تخصصی با موضوع «خونخواهی و انتقام خون قائد شهید»، روز سهشنبه ۶ مردادماه ۱۴۰۵ از سوی دفتر امور اجتماعی و سیاسی حوزههای علمیه و با مشارکت مرکز رسانه و فضای مجازی حوزههای علمیه در سالن جلسات خبرگزاری حوزه برگزار شد.
سخنرانان این نشست بر ضرورت پرهیز از تقلیل مفهوم خونخواهی به یک پرونده صرفاً شخصی و قضایی تأکید کردند. از منظر مطرحشده در این میزگرد، هرچند قصاص قاتل یا عاملان جنایت در جایگاه فقهی و حقوقی خود قابل طرح است، اما تعرض به ولی امر و شخصیتِ دارای جایگاه اجتماعی - دینی، ابعادی فراتر از یک حق خصوصی دارد و باید با توجه به نسبت آن با کیان امت، نظام اسلامی و آرمانهای شهید تحلیل شود.
در این نشست، حجتالاسلام والمسلمین مهدی رستمنژاد با بازخوانی مفاهیمی چون قصاص، انتقام و ثارالله، خونخواهی را با تداوم هدف شهید و پیوند عاشورا و مهدویت مرتبط میداند؛ حجتالاسلام والمسلمین محمد متقیان نیز با تمرکز بر مبانی فقهی، بر تفاوت میان قصاص شخصی و مسئله تعرض به منصب ولایت امر تأکید میکند. در کنار این دو رویکرد، حجتالاسلام والمسلمین محمدرضا فلاح شیروانی هم از منظر فرهنگی و اجتماعی، سوگ و حماسه را دو عنصر شکلدهنده به گفتمان خونخواهی برمیشمارد و آن را ظرفیتی برای حفظ کرامت جمعی، زنده نگه داشتن راه شهید و جلوگیری از فراموشی یک جنایت میداند.
محور مشترک سخنان ارائهشده، تأکید بر صیانت از گفتمان خونخواهی در برابر قرائتهای تقلیلگرایانه است؛ قرائتهایی که این مسئله را تنها در حد گذشت اولیای دم یا مجازات یک فرد محدود میکنند. سخنرانان همچنین بر ضرورت هوشیاری در برابر جریانهایی تأکید میکنند که با ترویج خودکمبینی، انفعال و تحقیر توانمندیهای جامعه، میکوشند مطالبه عدالتخواهانه و هویتسازِ خونخواهی را تضعیف یا از محتوای دینی، اجتماعی و تاریخی آن تهی کنند.
در ادامه، مشروح سخنان ارائهشده از سوی سه تن از استادان حوزه علمیه در این میزگرد تخصصی را میخوانید:

حجتالاسلام والمسلمین رستمنژاد: «ثارالله» فراتر از قصاص و ناظر به تحقق هدف قیام حسینی است
حجتالاسلام والمسلمین مهدی رستمنژاد رئیس پژوهشکده حج و زیارت و استاد حوزه علمیه در این نشست با موضوع «خونخواهی در قرآن» به تبیین نسبت و تفاوت مفاهیم قرآنی و رواییِ قصاص، انتقام، دم، ولیّ دم، ثار و ثارالله پرداخت و تأکید کرد که این واژگان، در عین همخانواده بودن، دارای قلمروها، کارکردها و اهداف متفاوتی هستند.
منظومه واژگانی خونخواهی
استاد حوزه علمیه قم اظهار کرد: در قرآن کریم و روایات اهلبیت علیهمالسلام، چند واژه وجود دارد که در یک نظام معنایی با موضوع خونخواهی مرتبطاند؛ واژگانی مانند «قصاص»، «انتقام»، «دم»، «ولیّ دم»، «ثار» و «ثارالله».
رئیس پژوهشکده حج و زیارت ادامه داد: برای فهم درست موضوع خونخواهی، باید این واژگان را در کنار یکدیگر دید؛ زیرا میان آنها همپوشانیهایی وجود دارد، اما نمیتوان آنها را مترادف کامل دانست. هر یک از این مفاهیم، از حیث موضوع، دایره شمول، هدف و ساز و کار تحقق، ویژگیهای خاص خود را دارند.
حجتالاسلام والمسلمین رستمنژاد افزود: نخستین واژه، «قصاص» است. قصاص در قرآن کریم مطرح شده و از منظر تفسیری نیز قابل بررسی است، اما بیشتر در قلمرو فقه مورد بحث قرار میگیرد؛ زیرا دارای شرایط، احکام، ضوابط، فروعات و چارچوبهای مشخصی است.
وی اظهار کرد: اصول، کلیات و خطوط اصلی قصاص در قرآن کریم آمده و در برخی موارد نیز مصادیق آن بیان شده است، اما تفصیل شرایط و ضوابط آن در منابع فقهی و روایی دنبال میشود. از این رو، قصاص یک امر رهاشده، سلیقهای و فردی نیست؛ بلکه امری قانونمند و تعریفشده است که باید در جای خود و از مسیر حکومت و حاکم شرع تحقق یابد.
قصاص؛ حق شخصی در چارچوب فقه
استاد حوزه علمیه قم با اشاره به آیه ۱۷۸ سوره بقره گفت: خداوند متعال میفرماید: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِصَاصُ فِی الْقَتْلَی الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَالْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَالْأُنْثَی بِالْأُنْثَی...». در ادامه همین آیه، راه عفو و پرداخت دیه نیز مطرح شده است؛ آنجا که میفرماید: «فَمَنْ عُفِیَ لَهُ مِنْ أَخِیهِ شَیْءٌ فَاتِّبَاعٌ بِالْمَعْرُوفِ وَأَدَاءٌ إِلَیْهِ بِإِحْسَانٍ». این مسئله نشان میدهد که قصاص، در عین آنکه حقی شناختهشده است، در یک چارچوب حقوقی و فقهی محدود قرار دارد و گزینههایی مانند عفو و دیه نیز در کنار آن پیشبینی شده است.
حجتالاسلام والمسلمین رستمنژاد تصریح کرد: قصاص، به طور کلی، ناظر به یک امر شخصی است. در اینجا ولی دم دارای حق است و میتواند آن را مطالبه کند، ببخشد یا در مواردی به دیه تبدیل کند. بنابراین، قصاص دارای حد، نظام و ضابطه است و نمیتوان آن را از ساختار حقوقی و فقهی خود جدا کرد.
وی با اشاره به تفاوتهای مفهومی قصاص و خونخواهی در کاربردهای عرفی گفت: در زبان عمومی، گاهی قصاص و خونخواهی به جای یکدیگر استعمال میشوند، اما در ادبیات قرآنی، فقهی و روایی، باید این مفاهیم را دقیقتر از یکدیگر تفکیک کرد.
فلسفه قصاص در قرآن
رئیس پژوهشکده حج و زیارت در ادامه، فلسفه قصاص را از منظر قرآن کریم مورد توجه قرار داد و گفت: خداوند در آیه ۱۷۹ سوره بقره میفرماید: «وَلَکُمْ فِی الْقِصَاصِ حَیَاةٌ یَا أُولِی الْأَلْبَابِ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ».
وی اظهار کرد: قصاص برای جلوگیری از کشتار زنجیرهای، مهار خونریزیهای بیضابطه، پیشگیری از انتقامهای قبیلهای و حفظ حیات اجتماعی است. ممکن است در نگاه ابتدایی، قصاص به مرگ قاتل منتهی شود، اما قرآن از آن با عنوان «حیات» یاد میکند؛ زیرا اجرای قانون، جان افراد دیگر و امنیت جامعه را حفظ میکند.
حجتالاسلام والمسلمین رستمنژاد افزود: این حیات، «حیات اجتماعی» است. برای قاتل، مجازات تحقق مییابد، اما برای جامعه، حیات، امنیت و جلوگیری از گسترش چرخه خشونت فراهم میشود. بنابراین، هدف قصاص، هدفی جزئی و معین در حوزه حفظ نظم اجتماعی و جلوگیری از توسعه قتل است.
وی تأکید کرد: در چنین چارچوبی، ولی دم حق دارد، اما حتی این حق نیز مطلق و بیضابطه نیست. قرآن کریم در آیه ۳۳ سوره اسراء میفرماید: «فَلَا یُسْرِفْ فِی الْقَتْلِ إِنَّهُ کَانَ مَنْصُورًا»؛ یعنی در مقام اجرای حق نیز نباید اسراف و تعدی صورت گیرد.
انتقام؛ مفهومی فراتر از قصاص
حجتالاسلام والمسلمین رستمنژاد سپس به مفهوم «انتقام» پرداخت و بیان کرد: واژه دیگری که در قرآن کریم به کار رفته، «انتقام» است. این واژه در آیات گوناگون آمده و خداوند متعال در مواردی آن را به خود نسبت داده است.
رئیس پژوهشکده حج و زیارت به آیات ۴۱ و ۴۲ سوره زخرف اشاره کرد و گفت: خداوند خطاب به پیامبر اکرم صل الله علیه و آله میفرماید: «فَإِمَّا نَذْهَبَنَّ بِکَ فَإِنَّا مِنْهُمْ مُنْتَقِمُونَ * أَوْ نُرِیَنَّکَ الَّذِی وَعَدْنَاهُمْ فَإِنَّا عَلَیْهِمْ مُقْتَدِرُونَ».
وی ادامه داد: همچنین در قرآن آمده است: «إِنَّ اللَّهَ عَزِیزٌ ذُو انْتِقَامٍ». بنابراین، در کاربرد قرآنی، انتقام به خداوند نسبت داده میشود و معنای آن با انتقامهای نفسانی، فردی و بیضابطه متفاوت است.
این استاد حوزه علمیه خاطرنشان کرد: میان قصاص و انتقام تفاوت جدی وجود دارد. قصاص محدود، حد پذیر و دارای ضابطه است و در کنار آن، عفو و دیه نیز مطرح میشود؛ اما انتقام الهی، دامنه گستردهتری دارد و در مواردی ناظر به کیفر یک جریان گسترده از ظلم، دشمنی با حق و مقابله با دین خداست.
بدر؛ نمونهای از انتقام الهی
وی با اشاره به تفسیر آیه سوره زخرف اظهار کرد: در روایات، ذیل آیه «فَإِمَّا نَذْهَبَنَّ بِکَ فَإِنَّا مِنْهُمْ مُنْتَقِمُونَ» آمده است که مراد، روز بدر است. در تفسیر قمی نیز در ذیل این آیه نقل شده است: «قال: یوم بدر».
حجتالاسلام والمسلمین رستمنژاد گفت: در بدر، حدود هفتاد تن یا بیش از هفتاد تن از سران مشرکان کشته شدند. این مسئله را نمیتوان صرفاً در چارچوب قصاص تحلیل کرد؛ زیرا آیا همه آنان به اندازه این شمار انسان کشته بودند که گفته شود مجازاتشان تنها قصاص قتل بوده است؟
رئیس پژوهشکده حج و زیارت افزود: مشرکان مکه پیامبر اکرم صل الله علیه و آله و مسلمانان را آزار داده بودند، آنان را در محاصره اقتصادی قرار داده بودند، به پیامبر اهانت میکردند، با دعوت توحیدی مقابله میکردند و در مسیر خاموش کردن نور خدا گام برمیداشتند. از این رو، آنچه در بدر رخ داد، در منطق قرآن، تنها قصاص نبود؛ بلکه انتقام الهی و گونهای از عذاب نسبت به یک جریان معاند بود.
حجتالاسلام والمسلمین رستمنژاد با اشاره به آیه ۳۳ سوره انفال گفت: خداوند میفرماید: «وَمَا کَانَ اللَّهُ لِیُعَذِّبَهُمْ وَأَنْتَ فِیهِمْ وَمَا کَانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَهُمْ یَسْتَغْفِرُونَ». این آیه نیز نشان میدهد که مسئله عذاب و انتقام الهی، دارای نظام و سنت خاص است.
وی افزود: وقتی در آیه سوره زخرف تعبیر «مُنْتَقِمُونَ» به کار میرود، خداوند انتقام را به خود نسبت میدهد. در اینجا سخن از یک مجازات شخصی در برابر یک قتل مشخص نیست، بلکه سخن از مواجهه با یک پرونده گسترده از ستم، آزار، تحقیر، محاصره، اهانت و مقابله با جریان هدایت است.
عذاب، اهلاک و تدمیر
استاد حوزه علمیه اظهار کرد: از سطح انتقام نیز مفاهیمی مانند عذاب، اهلاک و تدمیر الهی مطرح میشود. در سنتهای قرآنی، گاهی یک جامعه یا جریان به سبب انباشته شدن ظلم، فساد، طغیان و مقابله با حق، مشمول عذاب و نابودی میشود.
رئیس پژوهشکده حج و زیارت گفت: این مسئله لزوماً به معنای آن نیست که در برابر کشته شدن یک فرد، فرد دیگری کشته شود. گاهی قتل نیز بخشی از ماجراست، اما همه مسئله به قتل محدود نمیشود. ممکن است یک پرونده اجتماعی، اعتقادی و تاریخی شکل بگیرد که در آن، انتقام و عذاب الهی معنا پیدا کند.
حجتالاسلام والمسلمین رستمنژاد افزود: بنابراین، برای فهم درست مسئله خونخواهی، باید از تقلیل دادن همه مفاهیم به قصاص پرهیز کرد؛ زیرا قصاص یکی از مفاهیم این منظومه است، اما تمام آن نیست.
معنای دقیقتر «ثار» میتواند خونخواهی یا خونبها باشد
وی در ادامه سخنان خود، «ثارالله» را از واژههای مهم در ادبیات زیارتی و روایی دانست و بیان کرد: ثارالله واژهای بسیار پرمعناست که بیشتر در روایات، احادیث و زیارتنامههای معصومان علیهمالسلام انعکاس یافته است.
حجتالاسلام والمسلمین رستمنژاد گفت: تعبیر ثارالله را میتوان در کنار نسبتهایی مانند بیتالله، حرمالله، یدالله و اسدالله فهم کرد. در این موارد، چیزی به خداوند نسبت داده میشود تا عظمت، شرافت و جایگاه ویژه آن روشن شود.
رئیس پژوهشکده حج و زیارت افزود: «ثار» لزوماً به معنای خون نیست و معنای دقیقتر آن میتواند خونخواهی یا خونبها باشد. هنگامی که این تعبیر به خداوند نسبت داده میشود، سخن از خونخواهیای است که به دلیل عظمت صاحب خون و جایگاه خون ریختهشده، از سطح معمولِ خانوادگی، قبیلهای و اجتماعی فراتر میرود.
این استاد حوزه علمیه با اشاره به فراز زیارت عاشورا گفت: در این زیارت میخوانیم: «السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا ثَارَ اللَّهِ وَابْنَ ثَارِهِ، وَالْوِتْرَ الْمَوْتُورَ». این تعبیر درباره امام حسین علیهالسلام و نیز درباره امیرالمؤمنین علیهالسلام به کار رفته است.
ولی دمِ خونهای بزرگ
حجتالاسلام والمسلمین رستمنژاد اظهار کرد: یکی از معناهای مناسب برای ثارالله این است که امام حسین علیهالسلام دیگر ولیّ دم به معنای متعارف ندارد. شخصیت امام حسین علیهالسلام به یک خانواده، قبیله، ملت، حکومت یا جغرافیای خاص محدود نیست؛ او متعلق به همه انسانیت است.
وی افزود: در قصاصهای معمول، اولیای دم پیگیر حق خون خویش هستند، اما درباره امام حسین علیهالسلام مسئله فراتر از یک حق خانوادگی است. در اینجا همه این عناوین کنار میرود و خداوند متعال به عنوان ولیّ این خون معرفی میشود.
رئیس پژوهشکده حج و زیارت تصریح کرد: ثارالله نه صرفاً قصاص است و نه صرفاً انتقام به معنای محدود آن. خونخواهی نیز ممکن است همه بار معنایی آن را منتقل نکند؛ زیرا سخن از خونبهایی است که با یک نسبت تشریفی به خداوند پیوند خورده است.
وی افزود: این تعبیر، از عظمت خون و صاحب خون حکایت دارد؛ یعنی خون امیرالمؤمنین علیهالسلام و امام حسین علیهالسلام، تنها یک پرونده شخصی نیست که با مجازات مباشر قتل بسته شود.
قصاص ابن ملجم و استمرار ثار علوی
حجتالاسلام والمسلمین رستمنژاد با طرح این پرسش که چرا با وجود قصاص ابن ملجم توسط امام حسن مجتبی علیهالسلام، امیرالمؤمنین علیهالسلام همچنان ثارالله خوانده میشود، گفت: این پرسش نشان میدهد که مسئله از قصاص عبور میکند.
رئیس پژوهشکده حج و زیارت افزود: ابن ملجم قصاص شد، اما ثارالله بودنِ امیرالمؤمنین علیهالسلام همچنان برقرار است. بنابراین، نمیتوان گفت ثارالله تنها به معنای قصاص مباشر قتل است؛ زیرا در این صورت، پس از قصاص ابن ملجم، دیگر نباید این تعبیر استمرار پیدا میکرد.
این استاد حوزه علمیه ادامه داد: درباره امام حسین علیهالسلام نیز مختار ثقفی در پی تعقیب و مجازات بسیاری از عاملان جنایت کربلا برآمد، اما مسئله ثار امام حسین علیهالسلام به پایان نرسید. این نیز نشان میدهد که خونخواهی حسینی، بسیار فراتر از مجازات افراد حاضر در صحنه عاشورا است.
وی با اشاره به نقلهای تاریخی درباره برخی کسانی که از شهادت امام حسین علیهالسلام اظهار شادمانی کرده بودند، گفت: در برخی گزارشها در خصوص قیام مختار آمده است که وی افرادی را که حتی در کربلا حضور نداشتند اما از این جنایت خشنود بودند و به شکرانه آن، اقداماتی از جمله ذبح گوسفند انجام دادند، و نیز مردمی که این گوشتها را پذیرفته بودند قصاص کرد. این نشان میدهد که در منطق دینی، تنها مباشرت ظاهری در جنایت ملاک نیست؛ رضایت، همراهی و افتخار به یک جنایت نیز دارای اهمیت است.
«یالثارات الحسین» و استمرار یک مطالبه
حجتالاسلام والمسلمین رستمنژاد با اشاره به شعار «یالثارات الحسین» اظهار کرد: این شعار در دورههای بعدی نیز به کار رفته است؛ در حالی که در بسیاری از آن مقاطع، قاتلان مستقیم عاشورا دیگر حضور نداشتند تا موضوع قصاص شخصی آنان مطرح باشد. این مسئله نشان میدهد تعبیر «یالثارات الحسین» قطعاً از قصاص گستردهتر است و حتی احتمالاً از انتقام به معنای متعارف نیز فراتر میرود. زیرا قصاص چهارچوب محدود و خاص خود را دارد، اما مطالبه ثار حسینی در یک افق وسیعتر مطرح میشود.
رئیس پژوهشکده حج و زیارت افزود: در آیه قصاص، «الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَالْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَالْأُنْثَی بِالْأُنْثَی» آمده و چهارچوبی برای این حکم ترسیم شده است؛ اما در مسئله ثارالله، سخن از تحقق هدفی است که خون امام برای آن ریخته شده است.
ثار حسینی در آیات و روایات
حجتالاسلام والمسلمین رستمنژاد در ادامه به روایات مرتبط با امام حسین علیهالسلام و حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه الشریف اشاره کرد و گفت: در آیات فراوانی، مسئله ولیّ دم و خونخواهی امام حسین علیهالسلام به دست امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف مطرح شده است.
وی افزود: روشن است که قاتلان روز عاشورا در زمان ظهور حضور ندارند، اما در روایات، مطالبه خونبهای الهی و خونخواهی امام حسین علیهالسلام به دست حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف پیوند خورده است. این نکته، ظرافت مهمی در فهم معنای ثارالله دارد.
این استاد حوزه علمیه با اشاره به آیه ۳۹ سوره حج گفت: خداوند میفرماید: «أُذِنَ لِلَّذِینَ یُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللَّهَ عَلَیٰ نَصْرِهِمْ لَقَدِیرٌ». در تفسیر قمی، تفسیر عیاشی و تفاسیر دیگر، روایاتی ذیل این آیه آمده که آن را بر امام حسین علیهالسلام و قیام حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف تطبیق میکند.
رئیس پژوهشکده حج و زیارت ادامه داد: عبدعلی بن جمعه حویزی در نورالثقلین و سید هاشم بحرانی در البرهان، روایات مربوط به این آیات را گرد آوردهاند. این منابع برای کسانی که میخواهند بحث را با تفصیل بیشتر دنبال کنند، قابل مراجعه است.
مقتول مظلوم و ولیّ او
حجتالاسلام والمسلمین رستمنژاد آیه ۳۳ سوره اسراء را از آیات برجسته این بحث دانست و بیان کرد: خداوند متعال میفرماید: «وَلَا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ وَمَنْ قُتِلَ مَظْلُومًا فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِیِّهِ سُلْطَانًا فَلَا یُسْرِفْ فِی الْقَتْلِ إِنَّهُ کَانَ مَنْصُورًا».
وی افزود: در روایات متعدد، این آیه بر امام حسین علیهالسلام تطبیق شده است. در روایت آمده است: «هُوَ الْحُسَیْنُ بْنُ عَلِیٍّ عَلَیْهِمَا السَّلَامُ، قُتِلَ مَظْلُوماً، وَنَحْنُ أَوْلِیَاؤُهُ، وَالْقَائِمُ مِنَّا إِذَا قَامَ طَلَبَ بِثَأْرِ الْحُسَیْنِ عَلَیْهِ السَّلَامُ».
حجتالاسلام والمسلمین رستمنژاد گفت: بر اساس این روایات، امام حسین علیهالسلام مقتول مظلوم است و حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف در مسیر تحقق ثار حسینی قرار دارد. این امر، نشاندهنده پیوند عمیق عاشورا و مهدویت است.
وی تصریح کرد: وقتی در ادامه آیه گفته میشود «فَلَا یُسْرِفْ فِی الْقَتْلِ»، باید به این نکته توجه داشت که روایات، مسئله را تنها در چارچوب یک انتقام شخصی و محدود مطرح نمیکنند، بلکه نگاه، نگاه هدفی، مکتبی و ناظر به تحقق مأموریت الهی است.
رضایت به جنایت و ذریه فکری
رئیس پژوهشکده حج و زیارت سپس به آیه ۱۵ سوره اسراء اشاره کرد و گفت: خداوند میفرماید: «وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَیٰ»؛ یعنی هیچ کس بار گناه دیگری را بر دوش نمیکشد.
وی افزود: ممکن است این پرسش مطرح شود که اگر قاتلان اصلی امام حسین علیهالسلام در عصر ظهور حضور ندارند، چگونه مسئله خونخواهی آن حضرت مطرح میشود؟ روایت امام رضا علیهالسلام، کلید پاسخ به این پرسش است. در این روایت، از امام رضا علیهالسلام درباره انتقام حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف از ذریه قاتلان امام حسین علیهالسلام پرسیده میشود. حضرت پاسخ میدهند که اگر آنان به فعل پدران خود راضی باشند و به آن افتخار کنند، از آنان به شمار میآیند؛ زیرا هر کس به کاری راضی باشد، مانند کسی است که آن را انجام داده است.
رئیس پژوهشکده حج و زیارت افزود: در روایت آمده است که اگر انسانی در مشرق کشته شود و فردی در مغرب به کشته شدن او رضایت داشته باشد، آن فرد راضی نزد خداوند شریک قاتل خواهد بود. بنابراین، مسئله، انتقال گناه از یک فرد به فرد دیگر نیست؛ بلکه سخن از رضایت، همراهی و قرار گرفتن در همان جبهه فکری و اعتقادی است.
اهل مکتب، نه فقط اهل نسب
حجتالاسلام والمسلمین رستمنژاد اظهار کرد: ذریه در این بحث، تنها ذریه جسمانی و نسبی نیست، بلکه ذریه فکری و مکتبی نیز مطرح است. کسی که راه، فکر، موضع و جنایت گذشتگان را تأیید میکند، در تداوم همان جبهه قرار میگیرد.
استاد حوزه علمیه قم با اشاره به ماجرای حضرت نوح علیهالسلام گفت: قرآن کریم درباره فرزند حضرت نوح میفرماید: «إِنَّهُ لَیْسَ مِنْ أَهْلِکَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَیْرُ صَالِحٍ». او از نظر نسبی فرزند نوح بود، اما به دلیل مسیر اعتقادی و عملی خود، از اهل نوح به شمار نیامد.
رئیس پژوهشکده حج و زیارت افزود: این، فرهنگ قرآن است؛ اهل بودن، تنها با پیوند جسمانی و نسبی تعریف نمیشود، بلکه پیوند مکتبی، ایمانی و اعتقادی نیز معیار است.
استاد حوزه علمیه با اشاره به حدیث «حُسَیْنٌ مِنِّی وَأَنَا مِنْ حُسَیْنٍ» گفت: امام حسین علیهالسلام به دلیل پیوند با رسالت، دین، ولایت و هدف پیامبر، «مِنّی» پیامبر است و پیامبر نیز «مِن حسین» معرفی میشود.
غدیر، عاشورا و هدف دین مرضی
حجتالاسلام والمسلمین رستمنژاد در بخش دیگری از سخنان خود اظهار کرد: اگر امام حسین علیهالسلام ثارالله است، باید دید حرکت او چه هدفی را دنبال میکرد. این هدف، همان هدفی است که در غدیر و در آیه «الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلَامَ دِینًا» مطرح شد.
وی افزود: امیرالمؤمنین علیهالسلام نیز همین هدف را دنبال میکرد؛ اما موانع متعددی در برابر تحقق کامل آن پدید آمد. این موانع مجموعهای از زمینهسازیها، جریانها و اقدامها بودند که در مسیر جلوگیری از تحقق هدف ولایت شکل گرفت.
حجتالاسلام والمسلمین رستمنژاد گفت: در روایات، سخن از زمانهایی برای تحقق فرج و تمکین دین الهی آمده است؛ اما موانع، جنایتها و ایستادگی در برابر اولیای الهی، مانع تحقق آن شدهاند. حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه الشریف در هنگام ظهور، همان هدفی را که امیرالمؤمنین و امام حسین علیهماالسلام دنبال میکردند، محقق خواهد کرد.
تفاوت فلسفه قصاص و انتقام
رئیس پژوهشکده حج و زیارت سپس بار دیگر به تفاوت فلسفه قصاص و انتقام بازگشت و اظهار کرد: قصاص برای حفظ حیات اجتماعی و جلوگیری از گسترش قتل است، اما انتقام الهی در افقی بالاتر و برای مقابله با سلطه جبهه کفر مطرح میشود.
حجتالاسلام والمسلمین رستمنژاد با اشاره به آیات ۷ و ۸ سوره انفال گفت: خداوند درباره بدر میفرماید: «وَیُرِیدُ اللَّهُ أَنْ یُحِقَّ الْحَقَّ بِکَلِمَاتِهِ وَیَقْطَعَ دَابِرَ الْکَافِرِینَ * لِیُحِقَّ الْحَقَّ وَیُبْطِلَ الْبَاطِلَ وَلَوْ کَرِهَ الْمُجْرِمُونَ».
وی افزود: تعبیر «وَیَقْطَعَ دَابِرَ الْکَافِرِینَ» نشان میدهد که مسئله، قطع دنباله، ریشه و استمرار سلطه جبهه کفر است. در اینجا فقط یک شخص مورد تعرض قرار نگرفته، بلکه شخصیت، جایگاه، دین و نظام حق هدف قرار گرفته است.
استاد حوزه علمیه قم تصریح کرد: هنگامی که یک جریان برای براندازی نظام حق، خاموش کردن نور خدا و جلوگیری از تحقق دین الهی اقدام میکند، دیگر نمیتوان مسئله را به یک قصاص جزئی و شخصی فروکاست.
نور خدا خاموش نمیشود
حجتالاسلام والمسلمین رستمنژاد با اشاره به آیه ۳۲ سوره توبه گفت: خداوند میفرماید: «یُرِیدُونَ لِیُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَیَأْبَی اللَّهُ إِلَّا أَنْ یُتِمَّ نُورَهُ وَلَوْ کَرِهَ الْکَافِرُونَ». وی افزود: مسئله انتقام در این سطح، با مقابله با جریانی معنا مییابد که در پی خاموش کردن نور خداست. از این رو، انتقام الهی را باید در پیوند با حفظ، استمرار و اتمام نور الهی فهم کرد.
این استاد حوزه علمیه گفت: قصاص، نگاهی به یک امر شخصی و جزئی دارد و هدف آن نیز جزئیتر است؛ اما انتقام، دارای هدفی بالاتر، اعتقادی، فکری و مکتبی است و با قطع سلطه کفر ارتباط پیدا میکند.
پیوند عاشورا و مهدویت
حجتالاسلام والمسلمین رستمنژاد در ادامه اظهار کرد: مرحلهای بالاتر از قصاص و انتقام محدود وجود دارد که با وعده الهیِ «لِیُظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ» پیوند دارد. خداوند متعال میفرماید: «هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَیٰ وَدِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ وَلَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ». این وعده، غلبه دین حق بر همه ادیان را مطرح میکند.
رئیس پژوهشکده حج و زیارت افزود: در روایات، مسئله طلب ثار امام حسین علیهالسلام با قیام حضرت قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف و تحقق این وعده الهی پیوند خورده است. در دعای ندبه نیز میخوانیم: «أَیْنَ الطَّالِبُ بِدَمِ الْمَقْتُولِ بِکَرْبَلَاءَ؟».
حجتالاسلام والمسلمین رستمنژاد تصریح کرد: پیوند میان عاشورا و مهدویت از همین جا روشن میشود. طلب ثار امام حسین علیهالسلام تنها ناظر به یک واقعه تاریخی و مجازات چند فرد نیست؛ بلکه با تحقق هدفی که امام حسین علیهالسلام برای آن قیام کرد، پیوند دارد.
طلب ثار همراه امام منصور
استاد حوزه علمیه قم با اشاره به فراز زیارت عاشورا گفت: در این زیارت عرضه میداریم: «وَأَنْ یَرْزُقَنِی طَلَبَ ثَأْرِی مَعَ إِمَامٍ مَنْصُورٍ مِنْ أَهْلِ بَیْتِ مُحَمَّدٍ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ».
حجتالاسلام والمسلمین رستمنژاد افزود: این فراز نشان میدهد که طلب ثار، در منطق زیارت، با همراهی امام منصور و قرار گرفتن در مسیر تحقق هدف الهی معنا پیدا میکند؛ نه صرفاً با واکنشی شخصی، احساسی و بیضابطه.
وی تأکید کرد: خونخواهی خونی مانند خون امام حسین علیهالسلام، پروندهای باز است؛ زیرا هدفی که آن خون برای تحقق آن ریخته شد، همچنان باید دنبال شود. همه اقدامات و مراحل دیگر، در نهایت مقدمهای برای تحقق آن هدف بزرگتر است.
جمعبندی سخن
رئیس پژوهشکده حج و زیارت در جمعبندی سخنان خود گفت: در منظومه قرآنی و روایی، قصاص، انتقام، دم، ولیّ دم، ثار و ثارالله واژگانی همخانوادهاند، اما میان آنها تمایزهای جدی وجود دارد.
وی افزود: قصاص، امری شخصی، قانونمند و محدود است که هدف آن حفظ حیات اجتماعی و جلوگیری از گسترش کشتار است. انتقام، ناظر به سطحی بالاتر و مرتبط با مقابله با جبهه باطل، قطع دابر کافران و جلوگیری از خاموش شدن نور خداست.
حجتالاسلام والمسلمین رستمنژاد خاطرنشان کرد: ثارالله، مفهومی گستردهتر، عمیقتر و جهانیتر است؛ زیرا خونخواهی امام حسین علیهالسلام و امیرالمؤمنین علیهالسلام، با تحقق هدف دین، ولایت، عدالت و غلبه حق بر باطل پیوند دارد.
استاد حوزه علمیه قم در پایان گفت: ثار حسینی در این نگاه، صرفاً مطالبه مجازات قاتلان نیست؛ بلکه پیگیری تحقق همان هدفی است که امام حسین علیهالسلام برای آن قیام کرد و خون پاک خود را در راه آن تقدیم نمود.

حجتالاسلام والمسلمین فلاح شیروانی: خونخواهی، پیوند سوگ، حماسه و پاسداشت کرامت جامعه است
حجتالاسلام والمسلمین محمدرضا فلاح شیروانی استاد و پژوهشگر حوزه علمیه قم نیز در این نشست با موضوع «نگاه فرهنگی ـ اجتماعی به مقوله خونخواهی»، با تأکید بر ضرورت تحلیل این مسئله از منظر فرهنگی و اجتماعی، به تبیین نقش سوگ، عزاداری، حماسه، تکریم شهید، کرامت اجتماعی و مواجهه تمدنی با جریان باطل پرداخت.
وی اظهار کرد: اسلام درباره مقوله خونخواهی دارای اندیشه است و این نکته اهمیت فراوانی دارد. سخن گفتن از اندیشه اسلامی در این عرصه، صرفاً یک ادعا یا کریخوانی نیست؛ بلکه اسلام برای مسائل انسانی، اجتماعی و تاریخی، منظومهای فکری و دقیق دارد.
وعده الهی «لِیُظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ»
استاد حوزه علمیه قم با اشاره به جامعیت نگاه دینی گفت: همانگونه که کل هستی در اختیار خداوند متعال است، عالم معنا، مفهوم و ارزش نیز در قلمرو دین خدا قرار دارد. وعده الهی «لِیُظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ» نشان میدهد که دین حق، تنها در حد یک مجموعه محدود از توصیههای فردی نیست، بلکه دارای افق، منطق و قدرت تبیینکنندگی در همه عرصههاست.
وی افزود: مباحث قرآنی و روایی مطرحشده، نشان میدهد اسلام چه بسته فکری دقیقی در اختیار ما قرار میدهد؛ بستهای که در آن، حق، ارزش، هدف و انسان، هر کدام در جایگاه خود قرار دارند.
حجتالاسلام والمسلمین فلاح شیروانی تصریح کرد: در منظومه دینی، نمیتوان یک مفهوم را جدا از هدف، ارزش، انسان، جامعه و غایت آن بررسی کرد. دقت اسلام در این است که هر چیز را در جایگاه خود مینشاند و از آشفتگی در فهم و عمل جلوگیری میکند.
وی گفت: مسئله خونخواهی نیز باید در همین افق دیده شود؛ یعنی نه به عنوان یک واکنش منفصل و صرفاً احساسی، بلکه به عنوان پدیدهای که دارای زمینههای انسانی، اجتماعی، فرهنگی و ایمانی است.
تحلیل فرهنگی و اجتماعی خونخواهی
استاد حوزه علمیه قم با بیان اینکه بحث او ناظر به تحلیل فرهنگی و اجتماعی خونخواهی است، اظهار کرد: مطالبی که از سوی وی مطرح میشود، بحث استنباطی، تفهّمی و دلالی از ادله شرعی نیست؛ یعنی در مقام استخراج حکم فقهی و استناد مستقیم به ادله شرعی نیستیم، بلکه میخواهیم یک پدیده انسانی و اجتماعی را واکاوی کنیم.
استاد و پژوهشگر حوزه علمیه قم افزود: خونخواهی، افزون بر ابعاد فقهی و حقوقی، دارای لایههای فرهنگی و اجتماعی نیز هست. برای فهم درست این پدیده، باید دید چه عناصر انسانی در شکلگیری آن مؤثرند و چگونه یک جامعه در مواجهه با حادثهای بزرگ، به سمت حفظ یاد شهید، تکریم او و پیگیری هدف او حرکت میکند.
حجتالاسلام والمسلمین فلاح شیروانی گفت: وقتی از مقوله خونخواهی سخن میگوییم، با یک احساس فردی صرف روبرو نیستیم؛ بلکه با پدیدهای مواجهیم که در آن، عاطفه، عقل، حافظه تاریخی، کرامت جمعی، احساس مسئولیت اجتماعی و نگاه به آینده در هم تنیدهاند.
سوگ و حماسه؛ دو عنصر خونخواهی
استاد حوزه علمیه قم در تبیین عناصر انسانی ـ اجتماعی مؤثر در مقوله خونخواهی اظهار کرد: به نظر میرسد در این مقوله، دو عنصر اصلی دخالت دارند؛ نخست «سوگ» و دوم «حماسه». این دو عنصر، در انسان آگاه و انسانی که گرفتار موانع و پیچیدگیهای بازدارنده نیست و به فطرت نزدیکتر است، نوعی جهتگیری ایجاد میکنند. چنین انسانی با یک حادثه بزرگ، احساس همراهی پیدا میکند و درمییابد که جان و فطرت او نیز با این اندیشه و حرکت همراه است.
وی ادامه داد: سوگ و حماسه، هر دو انسان را از وضعیت بیتفاوتی خارج میکنند؛ سوگ، انسان را با رنج و فقدان پیوند میدهد و حماسه، او را برای تغییر صحنه و جلوگیری از تکرار ظلم به حرکت وامیدارد.
حجتالاسلام والمسلمین فلاح شیروانی خاطرنشان کرد: اگر این دو عنصر به درستی شناخته و هدایت شوند، میتوانند ظرفیت بزرگی برای حفظ هویت، پاسداشت حقیقت، تداوم راه شهید و تقویت مسئولیت اجتماعی ایجاد کنند.
سوگ؛ نسبت انسانی با حادثه ناگوار
وی درباره مفهوم سوگ گفت: سوگ، برقرار کردن یک نسبت انسانی و بشری با حادثهای است که قابلیت ایجاد تأثر و انفعال در انسان دارد. هنگامی که حادثه ناگوار باشد، آن را سوگ مینامیم و وقتی انسان در برابر آن رفتار و واکنشی نشان میدهد، سوگواری شکل میگیرد.
استاد حوزه علمیه قم افزود: سوگ را میتوان در دو سطح مشاهده کرد. سطح نخست، سطح عاطفی است؛ یعنی انسان در برابر حادثهای ناگوار، برای تشفّی خاطر و آرامسازی درون خود، واکنشی نشان میدهد.
وی ادامه داد: این واکنشها، از آن جهت که از انسان صادر میشوند، پدیدههایی انسانی هستند و هنگامی که در سطح جمعی ظهور پیدا میکنند، به پدیدههایی اجتماعی تبدیل میشوند. گریه، ناله، همدردی، گردهمایی، عزاداری و یادآوری مصیبت، نمونههایی از همین واکنشهای انسانی و اجتماعیاند.
حجتالاسلام والمسلمین فلاح شیروانی تصریح کرد: این پدیدهها در چارچوب انضباط شرعی قرار میگیرند و بحث فقهی آنها باید در جای خود مورد بررسی قرار گیرد؛ اما از منظر فرهنگی، سوگ نشان میدهد که انسان در برابر یک واقعه ناگوار، بیحس و بیتفاوت نمانده است.
سوگمندی؛ امری پذیرفته و گاه تشویقشده
وی با اشاره به جایگاه سوگ در فرهنگ اسلامی گفت: اگر انسانی سوگمند باشد، اسلام این حالت را انکار نمیکند. در مواردی، سوگمندی پذیرفته شده و در مواردی نیز انسان به آن تشویق میشود.
استاد حوزه علمیه قم افزود: در شهادت شخصیتهایی مانند امام حسین علیهالسلام، نه تنها اصل سوگ و سوگواری پذیرفته شده، بلکه فرهنگ دینی به حفظ این یاد و برپایی عزاداری توجه ویژه کرده است. در موضوع شهادت امام شهید، یاران ایشان و مردم شهیدشده نیز سوگمندی، یک امر قابل فهم و مستحسن است.
وی گفت: سوگ، گاهی در حد تشفّی خاطر باقی میماند و کارکرد آن، آرام ساختن دل و پاسخ دادن به نیاز عاطفی انسان است؛ اما سوگ میتواند سطح و ظرفیتی بالاتر نیز پیدا کند و از حالت صرفاً عاطفی، به یک حرکت سرشار از معنا و هدف تبدیل شود.
حجتالاسلام والمسلمین فلاح شیروانی تصریح کرد: سوگِ هدفمند میتواند به حفظ صحنه، جلوگیری از فراموشی حادثه و بازداشتن دیگران از تکرار آن منتهی شود. در اینجا، سوگواری فقط واکنش به گذشته نیست، بلکه کنشی برای ساختن آینده و مدیریت فضای اجتماعی است.
عزاداری؛ حضور در صحنه و ویرایش محیط
وی اظهار کرد: در سوگواری هدفمند، انسان میکوشد صحنه را در اختیار بگیرد تا دیگران احساس نکنند که میدان خالی است و میتوانند اقدامی مشابه را تکرار کنند. به بیان دیگر، عزاداری میتواند فضایی منفی علیه آن اقدام و علیه تکرار آن ایجاد کند.
استاد حوزه علمیه قم افزود: یک ناله و یک اشک نیز اثر دارد؛ چه رسد به آنکه جامعهای با آیینهای عزاداری، سینهزنی، حضور جمعی، راهپیمایی، آیینهای بزرگداشت و حرکتهای نمادین، پیام خود را در سطح عمومی به نمایش بگذارد.
وی گفت: سنتهای عزاداری شیعه، از این منظر، صرفاً آیینهایی فردی نیستند؛ بلکه ظرفیتهایی برای حفظ حافظه جمعی، تداوم هویت، اعلام موضع و انتقال پیام به جامعهاند.
حجتالاسلام والمسلمین فلاح شیروانی با اشاره به دیدگاه امام خمینی (ره) درباره عزاداری شیعه اظهار کرد: وقتی گفته میشود عزاداری شیعه سیاسی است، مقصود از سیاست، معنای فروافتاده و آلودۀ رایج آن نیست؛ بلکه مقصود، اثرگذاری عزاداری بر محیط، جامعه، افکار عمومی و جهتگیریهای انسانی است.
وی افزود: سیاست در این معنا، یعنی عزاداری بتواند محیط را ویرایش کند، ارزشها را بازسازی نماید، خط حق و باطل را آشکار کند و اجازه ندهد حقیقتی بزرگ در میان انبوه حوادث و تبلیغات دفن شود.
سوگ؛ زمینهساز حرکت و مطالبه
استاد حوزه علمیه قم گفت: سوگمندی و سوگواری، انسان را به سمت خونخواهی سوق میدهد؛ یعنی سوگ، زمینهساز خونخواهی است، نه عامل کاهشدهنده آن.
وی افزود: هنگامی که خون محترمی ریخته میشود، انسان به طور درونی و فطری، در پی آن است که نسبت خود را با آن حادثه روشن کند. اگر مانعی وجود نداشته باشد، انسانِ سوگوار به طور طبیعی از کنار مسئله عبور نمیکند.
حجتالاسلام والمسلمین فلاح شیروانی اظهار کرد: البته این حرکت باید در چارچوب عقل، دین، تدبیر و ضابطه دنبال شود، اما در سطح فرهنگی و فطری، سوگ انسان را از بیتفاوتی بیرون میآورد و او را به سمت مطالبه، پیگیری و حفظ حق سوق میدهد.
وی گفت: سوگ در این معنا، تنها گریستن بر فقدان نیست؛ بلکه اعلام این حقیقت است که خون ریختهشده برای جامعه بیارزش و فراموششدنی نیست.
حماسه؛ عنصر تغییر صحنه
حجتالاسلام والمسلمین فلاح شیروانی در ادامه، «حماسه» را ضلع دیگر مقوله خونخواهی برشمرد و گفت: عنصر دوم، حماسه است. بُعد حماسی، عمدتاً در پی تغییر صحنه است؛ میخواهد وضعیت را دگرگون کند و اجازه ندهد حادثه ناگوار به یک امر عادی یا تکرارپذیر تبدیل شود.
وی افزود: پس از آنکه یک ضایعه و حادثه منفی برای بشریت، یک جامعه یا یک ملت رخ میدهد، مسئله مهم این است که فضایی ایجاد شود که تکرار آن جنایت ممکن نباشد یا هزینه بسیار سنگینی داشته باشد.
استاد حوزه علمیه قم تصریح کرد: در نگاه وی، مواجهه حماسی با یک جنایت، میتواند کارکرد امنیتبخش داشته باشد؛ زیرا پیام آن، جلوگیری از عادیسازی جنایت و ایجاد بازدارندگی در برابر تکرار آن است.
وی ادامه داد: حماسه، تنها شور و هیجان نیست. در حماسه شعور، واقعبینی و فهم موقعیت وجود دارد. جامعهای که میخواهد از حقیقت، کرامت و امنیت خود صیانت کند، باید بتواند در برابر جنایت، ظلم و تهدید، موضعی روشن و مؤثر داشته باشد.
پاسداشت خون شهید و مرزبندی ارزشی
حجتالاسلام والمسلمین فلاح شیروانی یکی دیگر از کارکردهای خونخواهی را ارزشگذاری نسبت به خون شهید دانست و اظهار کرد: در خونخواهی، جامعه تلاش میکند به خون شهید ارزش بدهد و نشان دهد که خون او در حافظه جمعی و وجدان جامعه، ارزشمند، محترم و تعیینکننده است.
وی افزود: وقتی جامعه نسبت به خون شهید بیاعتنا باشد، این بیاعتنایی میتواند پیام نادرستی به دیگران منتقل کند؛ اما هنگامی که جامعه به یاد شهید، آرمان او و حقانیت راه او وفادار میماند، ارزش خون شهید را حفظ میکند.
استاد حوزه علمیه قم ادامه داد: حتی کسانی که همآیین ما نیستند نیز این منطق را درک میکنند. اگر شخصیتی در جامعه دارای جایگاه باشد و نزدیکان، پیروان و صاحبان آن راه نسبت به او بیاعتنا باشند، دیگران از این رفتار شگفتزده میشوند.
وی گفت: تعبیر معروفی وجود دارد که «حرمت امامزاده را متولی آن باید نگه دارد». جامعهای که خود را صاحب یک راه، یک خون و یک حقیقت میداند، باید حرمت آن را حفظ کند و این حرمت، با بیتفاوتی جمع نمیشود.
تکریم شهید و تکریم جامعه
حجتالاسلام والمسلمین فلاح شیروانی با تأکید بر نقش تکریم در مقوله خونخواهی اظهار داشت: خونخواهی یکی از ابزارهای بزرگ، سریع و مؤثر برای تکریم شیعه است. اگر شیعه میخواهد احترام خود را حفظ کند، باید احترام امام شهید و خون شهید را حفظ کند.
وی افزود: تکریم خون شهید، فقط تکریم یک فرد نیست؛ بلکه تکریم یک مکتب، یک جامعه، یک تاریخ و یک مجموعه ارزشهاست. هنگامی که جامعهای نسبت به بزرگترین شخصیتها و شهدای خود وفاداری نشان میدهد، در واقع به خود و هویت خود احترام میگذارد.
استاد حوزه علمیه قم گفت: کسی که دائماً خود را تحقیر میکند، نمیتواند جایگاه خون شهید، کرامت اجتماعی و مسئولیت تاریخی را درست درک کند. انسان اگر زلالی فطری و حس کرامت داشته باشد، درمییابد که نباید نسبت به خونهای بزرگ بیاعتنا باشد.
وی تصریح کرد: حفظ احترام شیعه در جهان، با حفظ حرمت امام شهید و خون شهید پیوند دارد. جامعهای که نسبت به ارزشهای خود بیاعتنا باشد، در نگاه دیگران نیز بیاعتبار خواهد شد.
خونخواهی و جاری شدن روح شهید در رگهای جامعه
حجتالاسلام والمسلمین فلاح شیروانی یکی دیگر از ابعاد مهم خونخواهی را «جاری کردن روح شهید در رگهای جامعه» دانست و گفت: ما با خونخواهی، در پی آن هستیم که روح شهید در جامعه جریان پیدا کند. این نکته بسیار مهم است.
وی افزود: در باور اسلامی، کسی که در راه خدا و در مسیر حق به شهادت میرسد، صرفاً از میان نمیرود. دشمن ممکن است جسم او را هدف قرار دهد، اما نمیتواند حقیقت او، پیام او و تأثیر او را از میان بردارد.
استاد حوزه علمیه قم با اشاره به آیه «وَاللَّهُ مِنْ وَرَائِهِمْ مُحِیطٌ» اظهار داشت: انسان موحد، هنگامی که در مسیر الهی حرکت میکند، با حقیقتی فراتر از محاسبات مادی پیوند میخورد. او ممکن است به شهادت برسد، اما به یک حقیقت جاری در حیات انسانی تبدیل میشود.
استاد حوزه علمیه قم گفت: شهید، به معنای آگاه است. دشمن میخواهد انسان را بکشد، اما در منطق شهادت، آن انسان به حقیقتی زنده، آگاه و اثرگذار در تاریخ تبدیل میشود.
حجتالاسلام والمسلمین فلاح شیروانی افزود: خونخواهی، اجازه نمیدهد شهید بار دیگر از حیث فرهنگی و اجتماعی کشته شود. یعنی جامعه با حفظ یاد، نام، راه و آرمان شهید، مانع از آن میشود که پیام او به فراموشی سپرده شود.
جلوگیری از قتل فرهنگی و اجتماعی شهید
حجتالاسلام والمسلمین فلاح شیروانی تصریح کرد: ممکن است کسی از نظر جسمی به شهادت برسد، اما اگر جامعه آرمان او را ادامه دهد، او در حیات اجتماعی حضور دارد. در مقابل، اگر جامعه پیام و هدف شهید را فراموش کند، نوعی حذف فرهنگی و اجتماعی رخ میدهد.
استاد حوزه علمیه قم گفت: خونخواهی در این معنا، یعنی زنده نگه داشتن شهید در رگهای جامعه؛ یعنی اجازه ندهیم یک شخصیت بزرگ، پس از شهادت، از حافظه تاریخی و از عرصه اثرگذاری اجتماعی حذف شود.
وی افزود: جامعه با آیینهای بزرگداشت، سوگواری، حماسه، روایتگری، بازخوانی اهداف شهید و وفاداری به راه او، روح شهید را در خود جاری میکند و این روح، به جامعه هویت، امید، حرکت و قدرت میبخشد.
خونخواهی؛ رسانه نیرومند مظلومان
حجتالاسلام والمسلمین فلاح شیروانی در بخش دیگری از سخنان خود، خونخواهی را رسانهای نیرومند در اختیار مظلومان دانست و اظهار کرد: خونخواهی، رسانهای بزرگ در اختیار شیعه مظلوم و همه مظلومان عالم است.
وی افزود: در تمدن مادیزده امروز، صاحبان حق در بسیاری از موارد مظلوم واقع میشوند. ساختارهای رسانهای، سیاسی و تبلیغی، همیشه به سود مظلومان عمل نمیکنند؛ از این رو، جامعه حقطلب باید بتواند زبان، رسانه و ابزار بیان خود را پیدا کند.
استاد حوزه علمیه قم گفت: خونخواهی در این افق، تنها یک شعار نیست؛ بلکه زبان اعلام حقانیت شهید، بیان مظلومیت، ثبت جنایت و جلوگیری از تحریف واقعیت است.
وی ادامه داد: وقتی یک ملت یا یک جریان حقطلب، خون شهید خود را مطالبه میکند، در واقع به افکار عمومی اعلام میکند که این جنایت فراموش نشده، این خون بیارزش نیست و راه شهید همچنان ادامه دارد.
حجتالاسلام والمسلمین فلاح شیروانی افزود: این ظرفیت، برای جامعهای که ابزارهای رسانهای جهانی در اختیار ندارد، اهمیت بیشتری پیدا میکند؛ زیرا آیینها، شعارها، سوگواریها، حضورهای مردمی و حرکتهای جمعی میتوانند پیام آن جامعه را به جهان منتقل کنند.
انقلاب اسلامی و ورود شیعه به مسائل بزرگ
محقق و پژوهشگر حوزوی در ادامه، به جایگاه تشیع پس از پیروزی انقلاب اسلامی اشاره کرد و گفت: شیعه پس از پیروزی انقلاب اسلامی، در مجموع در تراز بزرگی در حال حرکت و پرواز است.
استاد حوزه علمیه قم افزود: مسلمانان در تاریخ، توفیق تمدنسازی داشتهاند، اما خیزی که در این دوره برای تمدنسازی برداشته شده، با دورههای پیشین متفاوت است. تشیع در دوره جدید با مسائل بزرگ تاریخی، تمدنی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی روبرو شده است.
وی گفت: تمدن رقیب با انباشت فراوانی از دانایی شکل گرفته، اما در عین حال آکنده از طغیان است. پس از پیروزی انقلاب و شناخته شدن قدرت تشیع و اسلام ناب، شرایط تغییر کرد و دشمن نیز اجازه نداد مسائل ما در سطح مسائل کوچک باقی بماند.
حجتالاسلام والمسلمین فلاح شیروانی افزود: از پس از انقلاب، ما در مسئلههایی با سطح و کلاس تاریخی بالا قرار گرفتهایم. از مسئله تغذیه و دارو گرفته تا سلامت روان، نظام زندان، مسائل اجتماعی و هر عرصهای که شریعت و نگاه دینی بخواهد در آن حضور جدی داشته باشد، با واکنش و چالش مواجه شده است.
وی تصریح کرد: این دشمنیها، در عین دشواری، موجب بزرگ شدن ما شده است؛ زیرا جامعهای که با مسائل بزرگ مواجه میشود، ناگزیر باید ظرفیتهای بزرگتری در فکر، اراده، دانش، سازمان و عمل پیدا کند.
فرصت منازعه برای پیشبرد حق
استاد حوزه علمیه قم با اشاره به کتاب «روح توحید؛ نفی عبودیت غیر خدا» گفت: در این کتاب، توضیح داده شده است که پیامبران الهی خدا را مطرح میکردند و در پی آن، درگیری و منازعه شکل میگرفت.
وی افزود: پیامبران هنگامی که با واکنش و درگیری مواجه میشدند، منفعل نمیشدند و میدان را ترک نمیکردند؛ بلکه از همان فرصت برای پیش بردن سخن حق استفاده میکردند.
حجتالاسلام والمسلمین فلاح شیروانی گفت: پیامبران در مواجهه با منازعه نمیگفتند که برنامه ما به شکست انجامیده است؛ بلکه حقیقت خود را با قدرت بیشتری عرضه میکردند و نشان میدادند که تنها جریان حق است که میتواند عفونتهای جامعه بشری را درمان کند.
وی با استفاده از تمثیل پزشکی افزود: همانگونه که در فرایند سمزدایی، سموم از نقاط مختلف بدن جمع و تخلیه میشوند، جریان حق نیز میتواند آلودگیها، انحرافها و عفونتهای فکری و اجتماعی را آشکار و از جامعه پاک کند.
حقِ مبارز و حاضر در میدان
فلاح شیروانی با اشاره به آیه ۱۸ سوره انبیاء اظهار کرد: خداوند متعال میفرماید: «بَلْ نَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَی الْبَاطِلِ فَیَدْمَغُهُ فَإِذَا هُوَ زَاهِقٌ وَلَکُمُ الْوَیْلُ مِمَّا تَصِفُونَ».
وی افزود: حق پیروز است، اما حقِ مبارز و حاضر در میدان. در این آیه، تصویر روشنی از غلبه حق بر باطل ارائه شده است؛ حق بر باطل کوبیده میشود تا باطل از میان برود و حقیقتِ سست و توهمی آن آشکار شود.
استاد حوزه علمیه قم گفت: در نگاه رهبر شهید انقلاب، ملت ایران در صحنهای قرار گرفته که حق به واسطه آن با جریان کفر و باطل مواجه میشود. این نگاه، نگاهی مبتنی بر امید، کرامت و اعتماد به ظرفیت مردم است.
وی افزود: جامعهای که خود را در جبهه حق میبیند، نباید به انفعال، خودتحقیری و احساس ناتوانی دچار شود؛ زیرا این حالتها، قدرت فهم درست موقعیت و عمل متناسب با آن را از انسان میگیرد.
نقد خودتحقیری و ضرورت کرامت ایمانی
حجتالاسلام والمسلمین فلاح شیروانی با انتقاد از رویکردهای خودتحقیرانه گفت: کسانی که هر زمان سخن میگویند، احساس حقارت را در جامعه تقویت میکنند، نباید مرجع فکری و تربیتی جامعه باشند؛ هرچند ممکن است بسیار خوانده باشند.
وی افزود: انسانهای خودتحقیر نمیتوانند معلم شایستهای برای جامعه باشند؛ زیرا آموزش و تربیت باید کرامت، امید، عزت و توانمندی را در انسان تقویت کند، نه آنکه او را از درون تهی و تحقیر کند.
استاد حوزه علمیه قم با اشاره به آیه ۱۳۹ سوره آلعمران «وَلَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ»، اظهار کرد: انتساب به خدا باید علوّ و سربلندی ایجاد کند. کسی که با خداوند، ایمان و کرامت ایمانی پیوند دارد، باید توانایی درک جایگاه خود و مسئولیت تاریخیاش را داشته باشد.
حجتالاسلام والمسلمین فلاح شیروانی افزود: اگر انسان پشت کرامت ایمانی ننشیند، درک بسیاری از احکام، مسئولیتها و مطالبات دینی برای او دشوار میشود و در معرض القائات، تردیدها و بازیهای فکری گوناگون قرار میگیرد.
خونخواهی؛ امری هدفمند و دارای مراتب
وی با اشاره به ضرورت دنبال کردن مسئله خونخواهی در چهارچوب هدف و حکمت گفت: خونخواهی دارای مراتب و ابعاد گوناگون است و نباید آن را به یک سطح تقلیل داد.
استاد حوزه علمیه قم افزود: یک مرتبه از مسئله، رسیدگی به عاملان و مباشران جنایت است، اما نباید تنها در همین سطح متوقف شد. خونخواهی هدفمند است و باید دید مقصد آن چیست، چه هدفی را دنبال میکند و چگونه میتوان آن هدف را به درستی فهم و پیگیری کرد.
وی تصریح کرد: همه مباحث مطرحشده در این نشست، از جمله مباحث قرآنی، فقهی، فرهنگی و اجتماعی، در پی همراهی با یک خواسته ایمانی، قلبی و فطری و نیز تبیین مسئولیتهای جامعه در این عرصه است.
حجتالاسلام والمسلمین فلاح شیروانی گفت: اگر عزت میخواهیم، باید راه تحقق آن را بیابیم و درباره ابعاد، مراتب، شیوهها و اهداف خونخواهی، فهمی دقیق و سنجیده داشته باشیم.
هدایت برای اهل تقوا و کرامت
وی با اشاره به آیه آغازین سوره بقره گفت: قرآن کریم، «هُدًی لِلْمُتَّقِینَ» است؛ یعنی هدایت قرآن برای کسانی است که توان مهار نفس و نگه داشتن خود را دارند.
استاد حوزه علمیه قم افزود: کسی که کفّ نفس دارد و میتواند خود را کنترل کند، امکان بیشتری برای جذب هدایت دارد. اما اگر انسان در برابر هر سخن و رخداد، بدون قدرت درونی و بدون توان مدیریت نفس واکنش نشان دهد، از هدایت فاصله میگیرد.
حجتالاسلام والمسلمین فلاح شیروانی در پایان گفت: کسانی که کرامت دارند، میتوانند احکام الهی را با روحی که احساس عزت و کرامت میکند، دریابند و آهنگ عقل قدسی را بشنوند؛ اما کسی که همواره با خداوند در اختلاف سلیقه قرار میگیرد و پیوسته میپرسد چرا اینگونه و چرا آنگونه، از ظرفیت فهم حکمتهای الهی فاصله میگیرد.

حجتالاسلام والمسلمین متقیان: خونخواهی امام مسلمین در ظرف فقه «قتال با دولت کافر حربی» قابل تحلیل است
در ادامه این نشست، حجتالاسلام والمسلمین محمد متقیان استاد حوزه علمیه قم با موضوع «مبانی فقهی خونخواهی امام مسلمین» به تبیین نسبت میان مفاهیم خونخواهی، قصاص، دیه، ولایت امر، محاربه و قتال پرداخت و تأکید کرد که موضوع خونخواهی امام مسلمین را باید در ظرف فقهی متناسب با آن تحلیل کرد.
خونخواهی؛ رویکرد و راهبردی چندوجهی
حجتالاسلام والمسلمین متقیان در آغاز سخنان خود اظهار کرد: خونخواهی، فعلی نیست که بتوان صرفاً از منظر فقهی و به عنوان یک فعل خاص به آن پرداخت؛ به این معنا که نمیتوان آن را تنها یک فعل معین از سوی مکلف فردی یا مکلف حکومتی دانست.
وی افزود: خونخواهی بیشتر یک رویکرد، راهبرد، طرح و برنامه است که میتواند مشتمل بر افعال متعدد باشد. فقه نیز درباره هر یک از این افعال، نظر خود را بیان میکند و مشروعیت، وجوب یا حرمت آن را تعیین مینماید.
استاد و محقق حوزوی تصریح کرد: از این رو، مسئله خونخواهی را باید با ظرفیتی بیشتر از منظر شرع مقدس بررسی کرد. در این نگاه، لازم است افزون بر یک فعل خاص، همه ابعاد، شرایط، موضوعات و آثار مترتب بر آن نیز مورد توجه قرار گیرد.
وی افزود: بر اساس تأمل و تحقیقی که در این زمینه صورت گرفته، به نظر میرسد مطالبه خون، در اصل، امری مطلوب نزد شارع مقدس است و نمیتوان نسبت به خونِ به ناحق ریخته شده، بیتفاوت بود.
هر خون به ناحق ریخته شدهای، مطالبهکننده دارد
حجتالاسلام والمسلمین متقیان در تبیین اصل مطلوب بودن مطالبه خون، به سخنی از امیرالمؤمنین علیهالسلام اشاره کرد و گفت: حضرت در خطبه ۱۰۵ نهجالبلاغه میفرمایند: «إِنَّ لِکُلِّ دَمٍ ثَائِرًا، وَلِکُلِّ حَقٍّ طَالِبًا، وَإِنَّ الثَّائِرَ فِی دِمَائِنَا کَالْحَاکِمِ فِی حَقِّ نَفْسِهِ، وَهُوَ اللَّهُ الَّذِی لَا یُعْجِزُهُ مَنْ طَلَبَ، وَلَا یَفُوتُهُ مَنْ هَرَبَ.»
استاد و محقق حوزوی افزود: بر اساس این بیان، هر خونِ به ناحق ریخته شده، دارای مطالبه و خونخواهی است و هر حق نیز طالبی دارد. در مورد خونهای اهلبیت علیهمالسلام نیز، خونخواه حقیقی خداوند متعال است؛ خدایی که هیچ کس او را ناتوان نمیسازد و هیچ گریختهای از او نمیگریزد.
حجتالاسلام والمسلمین متقیان اظهار کرد: طبع اولیه مسئله آن است که خونِ به ناحق ریخته شده، نباید مورد بیاعتنایی قرار گیرد؛ بلکه مطالبه آن، در منطق شرع، امری جدی و قابل پیگیری است.
قاعده «هدر نرفتن خون مسلمان»
وی در ادامه به یک قاعده مشهور فقهی اشاره کرد و گفت: در منابع فقهی، قاعدهای مستحکم و برخوردار از روایات متعدد وجود دارد که بر اساس آن، «لَا یُبْطَلُ دَمُ امْرِئٍ مُسْلِمٍ»؛ یعنی خون هیچ فرد مسلمانی باطل و هدر نمیرود.
حجتالاسلام والمسلمین متقیان افزود: معنای این قاعده آن است که خون مسلمان نباید بدون جبران باقی بماند. اگر قاتل مشخص باشد، موضوع قصاص یا پرداخت دیه مطرح میشود و اگر قاتل مشخص نباشد یا توان پرداخت دیه نداشته باشد، امام مسلمین باید دیه را از بیتالمال بپردازد تا خون مسلمان هدر نرود.
استاد و محقق حوزوی تصریح کرد: ذکر این مبنا از آن جهت است که روشن شود فرد مسلمان در نگاه شرع مقدس، دارای جایگاهی است که خون او نباید نادیده گرفته شود؛ بلکه باید جبران شود و مطالبه خون او نیز امری مطلوب نزد شارع است.
حجتالاسلام والمسلمین متقیان ادامه داد: این قاعده، در سطح خون یک فرد مسلمان، چارچوبی روشن ارائه میکند؛ اما بحث اصلی این است که در موضوع خون امام مسلمانان و ولیّ امر، آیا میتوان تنها در همین سطح توقف کرد یا مقیاس بحث تغییر میکند؟
خونخواهی ولیّ امر؛ فراتر از یک حق شخصی
وی با طرح این پرسش که خون ولیّ امر در چه سطحی باید بررسی شود، اظهار کرد: آیا خون امام مسلمانان را باید تنها در سطح قاعده «لَا یُبْطَلُ دَمُ امْرِئٍ مُسْلِمٍ» تحلیل کرد تا نتیجه آن، قصاص قاتل مباشر یا پرداخت دیه باشد؟
حجتالاسلام والمسلمین متقیان افزود: ممکن است در این سطح، پرسشهایی مطرح شود؛ از جمله اینکه آیا قاتل مباشر باید قصاص شود؟ آیا حق قصاص قابل تبدیل به دیه است؟ و آیا اولیای دم میتوانند از این حق بگذرند؟ اما باید دید آیا مسئله خون ولیّ امر تنها در همین سطح باقی میماند یا خیر.
استاد و محقق حوزوی گفت: ولیّ امر صرفاً یک شخص حقیقی نیست، بلکه دارای منصب و جایگاهی است که سطح بحث را تغییر میدهد. از این رو، بسنده کردن به عنوان قصاص، در واقع نادیده گرفتن عنوان ولایت امر است؛ در حالی که همین عنوان، محور مسئله به شمار میآید.
حجتالاسلام والمسلمین متقیان اظهار کرد: در نسبت با ولیّ امر، عنوان قصاص به عنوان یک شخص حقیقی قابل طرح است و ایشان نیز ولیّ دم دارند. در روایتی آمده است که امیرالمؤمنین علیهالسلام خطاب به امام حسن مجتبی علیهالسلام فرمودند که تو هم ولیّ امر هستی و هم ولیّ دم.
وی افزود: تعرض به ولیّ امر، تنها تعرض به یک شخص نیست؛ بلکه تعرض به کیان اسلام، نظام اسلامی و منصب ولایت امر است. از این جهت، تحلیل مسئله فقط در چهارچوب قصاص شخصی، کافی نیست.
تعرض به ولیّ امر و عنوان محاربه
حجتالاسلام والمسلمین متقیان تصریح کرد: تعرض به کیان اسلام، نظام اسلامی و منصب ولایت امر، باید در چارچوب خاص خود تحلیل شود. پیش از آنکه تعرض جانی رخ دهد، هنگامی که تهدید نسبت به ولیّ امر صورت میگرفت، مراجع عظام تقلید تهدید ولیّ امر را محاربه دانستند.
استاد و محقق حوزوی افزود: تهدیدکننده در این چارچوب، عنوان محارب پیدا میکند و هنگامی که مسئله از مرحله تهدید عبور کرده و به تعرض جانی میرسد، طبیعتاً ابعاد فقهی آن نیز جدیتر و روشنتر میشود.
حجتالاسلام والمسلمین متقیان ادامه داد: بنابراین، خونخواهی امام مسلمین را نمیتوان صرفاً یک حق خصوصی یا پروندهای مربوط به قاتل مباشر دانست؛ زیرا مسئله، به تعرض علیه یک منصب دینی و اجتماعی و نیز تعرض به نظام اسلامی بازمیگردد.
ظرف فقهی خونخواهی؛ قتال با دولت کافر حربی
استاد و محقق حوزوی در بخش دیگری از سخنان خود اظهار کرد: به نظر میرسد ما با فضای فقهی جدیدی روبرو نیستیم، هرچند ادبیات اجتماعیِ «خونخواهی» ممکن است جدید به نظر برسد. مطالبه اجتماعی با عنوان خونخواهی وجود دارد، اما ظرف فقهی آن، ظرفی روشن و شناختهشده است.
حجتالاسلام والمسلمین متقیان گفت: ظرف فقهی واقعیِ آنچه با ادبیات خونخواهی از آن یاد میشود، «قتال با دولت کافر حربی» است. از این رو، مسئله را نمیتوان به قصاص تقلیل داد؛ زیرا قصاص، امری شخصی با احکام و شرایط خاص خود است.
وی ادامه داد: وقتی سخن از تعرض به ولیّ امر و نظام اسلامی مطرح است، مسئله در حوزه قتال با یک دولت کافر حربی بررسی میشود. این مسئله دارای ادبیات و احکام فقهی خاص خود است و باید با مراجعه به همان دستگاه فقهی تحلیل شود.
حجتالاسلام والمسلمین متقیان افزود: در فقه، دولتهای غیر مسلمان دارای تقسیمبندیهایی هستند. ممکن است در تعبیرها و اصطلاحات فقیهان تفاوتهایی وجود داشته باشد، اما از مرحلهای که یک دولت تهدید میکند، تهدید آن حالت قریبالوقوع پیدا میکند و برای آن آرایش و اقدام شکل میگیرد، عنوان دولت کافر حربی مطرح میشود.
مسئلهای فراتر از حق فردی
وی تأکید کرد: وقتی وضعیت، وضعیت قتال با دولت کافر حربی است، دیگر با یک حق شخصی و فردی مواجه نیستیم. در چنین وضعیتی، نمیتوان مسئله را به این تقلیل داد که آیا شخصی از حق خود میگذرد یا خیر.
حجتالاسلام والمسلمین متقیان گفت: برخی گمان کردهاند که خونخواهی فقط یک ادبیات جدید است و حتی پیشنهاد کردهاند که از حق شخصی گذشت شود؛ اما چنین نگاهی، واقعیت فقهی ماجرا را نمیبیند، زیرا مسئله اصلی، حق شخصی نیست.
وی افزود: واقعیت فقهی، قتال با دولت کافر حربی است. این قتال در چارچوب فقه قتال، ضوابط، احکام و ملاحظات خاص خود را دارد و باید با توجه به همه این ابعاد مورد بررسی قرار گیرد.
حجتالاسلام والمسلمین متقیان اظهار داشت: در این چارچوب، باید تا جایی که امکان وجود دارد و تا جایی که اصل نظام اسلامی به خطر نیفتد، مسیر مقابله را پیش برد. تشخیص حدود، مراتب و شیوههای اقدام نیز با توجه به مصالح نظام و در اختیار اولیای امر است.
تغییر اشخاص، پایان مسئله نیست
وی یکی از ثمرات این تحلیل را چنین بیان کرد: اگر مسئله به یک شخص حقیقی محدود شود، با حذف یا تغییر آن شخص، پرونده خاتمهیافته تلقی میشود؛ اما در تحلیل فقهی مورد بحث، ما با یک دولت روبرو هستیم، نه فقط یک فرد.
حجتالاسلام والمسلمین متقیان افزود: ممکن است یک مقام یا فرد تغییر کند و شخص دیگری جای او را بگیرد، اما همان سیاست و همان اقدام پیشین را تأیید کند و بگوید اگر ما نیز بودیم، همان کار را انجام میدادیم. در چنین وضعیتی، مسئله همچنان به دولت و ساختار تصمیمگیر بازمیگردد. از این رو، خونخواهی را نباید به ترور یا مجازات یک شخص حقیقی فروکاست. موضوع، در نگاه مطرحشده، دولت کافر حربی است و نسبت با آن نیز باید در چهارچوب قتال تحلیل شود.
رعایت مصالح نظام در اقدام
استاد و محقق حوزوی در ادامه با تأکید بر نقش مصلحت در اجرای احکام و تصمیمگیریها اظهار کرد: در فقه قتال، نمیتوان از مصالح نظام اسلامی غفلت کرد. مسئله این نیست که بدون توجه به توان، ظرفیت، شرایط و آثار اقدامات، تصمیمگیری شود.
وی افزود: تا جایی که امکان، قوه، استعداد و قدرت برای نظام اسلامی فراهم باشد و تا جایی که مصالح نظام اقتضا کند، مسیر مقابله قابل پیگیری است. اولیای امر در مقام تشخیص مصداق و تدبیر عملی، نسبت به شرایط و مصالح آگاهتر هستند.
حجتالاسلام والمسلمین متقیان تصریح کرد: بنابراین، بحث از ظرفیت فقهی خونخواهی، به معنای نادیده گرفتن ملاحظات، ضوابط و مصالح نیست؛ بلکه برعکس، نشان میدهد که این مسئله باید در قالب فقه قتال و با همه قواعد حاکم بر آن دنبال شود.
جنگ جمل و مسئولیت لشکر شورشی
استاد و محقق حوزوی در بخش پایانی سخنان خود، به عبارتی از امیرالمؤمنین علیهالسلام در ماجرای جنگ جمل اشاره کرد و گفت: هنگامی که شورشیان جمل وارد بصره شدند و دست به کشتار زدند، امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودند: «فَوَاللَّهِ، لَوْ لَمْ یُصِیبُوا مِنَ الْمُسْلِمِینَ إِلَّا رَجُلًا وَاحِدًا مُتَعَمِّدِینَ لِقَتْلِهِ بِلَا جُرْمٍ جَرَّهُ، لَحَلَّ لِی قَتْلُ ذَلِکَ الْجَیْشِ کُلِّهِ، إِذْ حَضَرُوهُ فَلَمْ یُنْکِرُوا، وَلَمْ یَدْفَعُوا عَنْهُ بِلِسَانٍ وَلَا بِیَدٍ.»
وی افزود: امیرالمؤمنین علیهالسلام میفرمایند اگر آنان تنها یک مسلمان را، بدون جرمی که مرتکب شده باشد، عمداً میکشتند، کشتن تمام آن لشکر برای من جایز بود؛ زیرا آنان در صحنه حاضر بودند، اما آن جنایت را انکار نکردند و با زبان و دست نیز مانع آن نشدند.
حجتالاسلام والمسلمین متقیان گفت: نکته اینجاست که مسئله، قصاص یک نفر در برابر یک نفر نیست. در اینجا، مسئله لشکرکشی در برابر دولت اسلامی و تلاش برای بر هم زدن نظم و ساختار آن است.
وی ادامه داد: هنگامی که یک لشکر در برابر دولت اسلامی صفآرایی میکند و در مسیر براندازی یا تقابل با آن قرار میگیرد، مسئله در سطحی فراتر از قصاص فردی قرار میگیرد. از این رو، اقدام به قتل حتی یک فرد، در بستر آن صفآرایی و همراهی جمعی، تحلیل متفاوتی پیدا میکند.
خونخواهی؛ مسئلهای در تراز ولایت و نظام
حجتالاسلام والمسلمین متقیان با جمعبندی سخنان خود اظهار کرد: باید سطح بحث خونخواهی امام مسلمین را در ظرف فقهی متناسب با آن دید. وضعیت پیش رو روشن است و احکام آن نیز از پیش در فقه مورد بحث قرار گرفتهاند.
وی افزود: البته توجه به مصالح نظام، توان و ظرفیتهای موجود، شرایط زمان و مکان و تشخیص اولیای امر در مقام عمل ضروری است، اما از نظر ظرفیت فقهی، مسئله با یک دولت کافر حربی تحلیل میشود.
حجتالاسلام والمسلمین متقیان تصریح کرد: بر پایه این تحلیل، مقابله با دولت کافر حربی باید تا مرحلهای که با مصالح نظام اسلامی سازگار است، دنبال شود و مسئله نباید به قصاص عامل مباشر یا یک حق شخصی محدود شود.
استاد و محقق حوزوی در پایان گفت: خونخواهی امام مسلمین، در این نگاه، یک مطالبه صرفاً فردی نیست؛ بلکه مسئلهای مرتبط با ولایت امر، کیان اسلام، نظام اسلامی و فقه قتال است و باید با توجه به همه ابعاد و ضوابط آن پیگیری شود.
انتهای پیام












نظر شما